مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینه‌های اضافی فقط با این نرم‌افزار  تمام شبکه ها را ببینید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 22 اردیبهشت ماه سال 1391
توسط: آقاپسر

اشتباه ...

اشتباه من این بود ....

هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ....

فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند ...



---

یادی از گذشته ...

چهارشنبه 20 اردیبهشت ماه سال 1391
توسط: آقاپسر

کلید موفقیت ...

کلید موفقیت را نمیدانم ؛ اما کلید شکست این است که سعی کنیم همه را راضی نگه داریم


 ( بن رابین) 

یکشنبه 17 اردیبهشت ماه سال 1391
توسط: آقاپسر

گریه ...

جایی خوندم ...


همه اونایی که گریه میکنن ، ضعیف نیستن ... شاید مدت زیادی قوی بودن ...

جمعه 15 اردیبهشت ماه سال 1391
توسط: آقاپسر

عشق ...

و عشق را "بهانه ای" کردیم برای نبودن ....

چهارشنبه 30 فروردین ماه سال 1391
توسط: آقاپسر

تولد ...


دیروز تولدش بود ... تولد خانوم گلی ...

تولدش مبارک ... 

چهارشنبه 23 فروردین ماه سال 1391
توسط: آقاپسر

دریای مغرب...

اول نویس :
اینجا دیگه خیلی خاک گرفته بود ... اینم اولین پست دوران تاهل 

وسط نویس :

اگه روزی 100بارم این آهنگو گوش کنم ازش خسته نمیشم ... دلیلش رو هم نمیدونم ...

اشکای یخیمو پاک کن// درای قلبتو واکن
صدای قلبمو بشنو // من چه کردم با دل تو
کاشکی تو لحظه ی آخر // عشقو تو نگام میخوندی
قلب تو صدامو نشنید // رفتی با غریبه موندی
اگه یه روز بگم از این حکایت // که به تو کردم عادت
دلم پیش دلت مونده تو زندون رفاقت رفاقت
اگه یه شب برسم به حقایق // میشم خدای عاشق
میگم رازمو به ستاره ی دریای مغرب ...

واسه دانلودش اینجا رو کلیک کنین ... 

آخر نویس :
یه دونه جوجو گرفتیم تو خونه ... الان بچمونه ... در آینده عکس ازش میذارم ... 
شنبه 29 بهمن ماه سال 1390
توسط: آقاپسر

حکمتت ...

نمیدونم حکمتت چیه ...

10 سال بچه میخواستن ...

ندادی بهشون ...

هرچی جنین رو تو شرایط آزمایشگاهی کاشتن و به بدن مادرش منتقل کردن سقط شد ...

اینا هیچ ...

بعد که یه نفر رو به عنوان زن حامل پیدا کردن ...

بهشون بچه دادی ...

خوشحال ترین آدمای توی دنیا بودن با اومدن اون کوچولو ...

خودن بگو حکمتت چیه که بعد از 2ماه و نیم "زهرا السادات" شون رو گرفتی ...


جمعه 16 دی ماه سال 1390
توسط: آقاپسر

تو ...

اگه به من وفا کنی ...

حاجتمو روا کنی ...

بین تموم عاشقات ...

نذر منو ادا کنی ...


یه کاسه گندم میریزم ...

تا کفترا رو سیر کنم ...

واست میمیرم  اینقدر ...


تا دلتو اسیر کنم ...

به پات میشینم شب و روز ...

تا با تو عمرو پیر کنم ...

یکشنبه 11 دی ماه سال 1390
توسط: آقاپسر

خدا ...

گاهی خواستم خدا رو امتحان کنم ...

چنان پس کله ای بهم زده که هنوز دردش رو حس میکنم ولی ...

ولی حال میکنم سر به سرش بذارم ...

آقا اصن دوس دارم خوب ...

هرچند هزینه اولیش بالاس ولی بعدش خود خودش ...

همین خدای بالا سر رو میگما ...

آره همین خودش ...

همچین محبتی بهم میکنه که میارزتم اون هزینه ه ...


بی ربط نویس :

یه جورایی بیکار شدیم ...  



خوش باشید ...

دوشنبه 5 دی ماه سال 1390
توسط: آقاپسر

روزانه ...

اول نویس :

جایی خوندم : 


تو کجایی سهراب؟ آب را گل کردند،چشم ها را بستند و چه با دل کردند! وای سهراب کجایی آخر؟ زخم ها بر دل عاشق کردند،خون به چشمان شقایق کردند.. تو کجایی سهراب؟ که همین نزدیکی؛ عشق را دار زدند، همه جا سایه ی دیوار زدند.. وای سهراب کجایی که ببینی حالا، دل خوش مثقالیست!! دل خوش سیری چند؟! صبر کن سهراب، قایقت جا دارد ؟؟!!


کاش میشد دهن بعضیایی که این جملات رو میگن پشت سر هم گل گرفت ... ! شاید واسه حرفی زدن میباید یه نگاه به زندگی گذشته خودمونم بکنیم ...


وسط نویس :

بودنت رو شکر ... اگه نبودی بودن منم معنی پیدا نمیکرد ... شاید حرفی باهات نمیزنم ... ولی یه جفت چشم خوشگل داری که دیدنشون یه دنیا آرامش رو واسم میاره ...


آخر نویس :

یکی از بزرگترین تصمیم های زندگیم رو باید بگیرم ... نمیدونم .... با هرکسی که مشورت کردم یه چیزی گفت ... داشتم واسه هدفی کاری رو انجام میدادم که حالا ادامه اون کارم منو از هدفم میندازه ... بازم فکر باید ...


خوب باشید ...